كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

982

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

و مراحل مىپيمود تا به ميان ولايت رسيده مرابع و مراتع ايشان مركز اعلام نصرت و مضرب خيام اردوى فلك احتشام گشت . ذكر آمدن امراى گرجستان ايوانى و كستندر در آن زمان كه حضرت صاحب‌قران با عظمتى « 1 » چنان به ميان ولايت گرجستان درآمد ، گرجيان را از آتش اندوه دود حيرت به سر برآمد و چاره جز التجا به درگاه اعلا ندانستند . ايوانى ، كه ابا عن جد دو دانگ مملكت گرجستان در حكم او بود ، روى اميد به دولت آن حضرت آورده با تيغ و كفن به اردوى همايون آمد و پيشكشهاى لايق به عزّ عرض رسانيد و همچنين كستندر « 2 » برادر گرگين كه مخالف او بود به سعادت بندگى مستسعد شده هردو به اتّفاق عرضه داشتند كه اگر آن حضرت متوجه ابخاز شود ما بندگى غجرجى باشيم . صاحب‌قران ديندار ايشان را به دين اسلام دعوت فرمود و ايوانى زانو زده عرضه داشت كه رعاياى ولايت بسيارند و بر ملّت خود قرار دارند و ذريعهء إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ « 3 » را مستمسكى وثيق و معتصمى قوى مىشمارند . اگر من دين اسلام قبول كنم آن‌جا نتوانم معاش كرد تا به حكومت چه رسد . آن حضرت علما را حاضر ساخته استفسار فرمود . مجموع متفق اللفظ گفتند كه اين جماعت منكران نبوّت محمدى و معاندان رسالت احمدى ( ع ) اند و بعد از دين عيسوى ، به نزول جبرئيل و ثبوت وحى ، اقرار ندارند . امّا چون جزيه قبول كنند در امان باشند . آن حضرت به موجب فتوى شريعت جزيه مقرّر داشته فرمود كه :

--> ( 1 ) . ف ، ك : عظمت . ( 2 ) . ظاهرا صورت مغلوطى است از نام كنستانتين . ( 3 ) . سورة الزّخرف 23 .